تبليغاتX
*·.¸*·.¸`*·.¸شهرک13 لاهیجان¸.·*´¸.·*¸.·*
*·.¸*·.¸`*·.¸شهرک13 لاهیجان¸.·*´¸.·*¸.·*



از شهر باران::::::::... لاهیجان....::::::::

 


 

تا تو مراد من دهی        کشته مرا فراق تو

         تا تو بداد من رسی       من به خدا رسیده ام


سلام به همه دوستای گلم امیدوارم که خوبه خوب باشید

خوب یه مدت بارون زیاد اومده تو شهرمون  دلم نیومد این رنگین

کمونو واستوننزارم خلاصه این  همون شهرکیه که داش پیمان

 توش ساکنه

 



در اين شبها چه خاموشم به ياد تو هم اغوشم به من گفتي وفا دارم چرا کردي فراموشم؟


 



دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد


دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد


دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد


دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست


دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده
 

 

 

قوربون تووووووووووووو

نازتوووووووووووووونو

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

مبر ز موی سپید من گمان ز عمر دراز .... جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی...

 

آدما در 2 حالت همو ترک ميکنن 
1- حس کنن يکی دوسشون نداره. 2- حس کنن يکی خيلی دوسشون داره

 ويکتور هوگو 

سازنده ترين کلمه «گذشت» است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه «ما» است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه «عشق» است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه « تنفر» است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه «من» است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه «خشم» است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه «ترس» است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه  «کار» است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه «طمع» است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه «صبر» است...براي داشتنش دعا کن 

واسه منم دعا کنید

وقتي عشقت تنهــات گذاشت نگـران خودت نباش كه بي اون چيكاركني شـــرمنده دلت باش كه بهت اطمينان كـــرد

 

 

رنگ نگات از اولم خیلی منو تکون نداد

دستای عاشقت به من حس خوش جنون نداد

 

به هر کی گفتم که شاید یه روزی مال من بشی

روی خوشی به من و انتخاب من نشون نداد

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

از اولم دیده بودم تو چشم تو وفا نبود

همش با دیگرون بودی حواس تو به ما نبود

 

بی هوا هر وقت اومدم از راه دور ببینمت

دیدم که لبخندای تو هیچ کدومش به جا نبود

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

خیال نکن بدون تو سر به بیابون می­ذارم

تو صحرا آواره می­شم پا جای مجنون می­ ذارم

 

فکر نکنی که تو بری روز و شبم یکی می­شه

از غم تو ترانه­های تلخ و گریون می ذارم

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

از اولم محبتام تو قلب تو اثر نداشت

نصیحتام هیچ کدومش روی کارات ثمر نداشت

 

فهمیده بودم که دیگه ارزش موندن نداری

بریدن از تو بردنه اصلا واسم ضرر نداشت

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

قولاو وعده­های تو یه طبل پوچ و خالی بود

دوست دارم گفتن تو هیچی نداشت پوشالی بود

 

شبی که سنگامو باهات واکندم و گفتم برو

تازه دیدم نخواستنت یه انتخاب عالی بود

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

 

خدارو شکر که قلب من اون دل سنگتو شناخت

خوب شد که قلب عاشقم هستیشو پیش تو نباخت

 

من تازه فهمیدم باید تو جاده­های زندگی  

قصر بلور و رویارو با عاشق حقیقی ساخت

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 

با چشم باز می­خوام برم پی یه سرنوشت نو

هر چی بوده تموم شده تو هم یه لطفی کن برو

 

این آخرین حرف منه بهتره باورت بشه

طاقت موندن ندارمدیگه نه من دیگه نه تو

 

درست مثل تقویمی که عوض می­شه سر بهار

از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار

 شعر از : مریم حیدرزاره

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

دل من نمیدونم چی بگم جوابتو

نه  !                                                

کاری به کار عشق ندارم                      

                               من هیچ چیز و هیچ کس را دیگر               

      در این زمانه دوست ندارم   

انگار

              این روزگار چشم ندارد من و تو را

                        یک روز خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیز و هر کس

         که دوست تر بداری

                                   حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد

                           از تو دریغ میکند

پس با همه وجودم خود را زدم به مردن

تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد

این شعر را هم نا گفته میگذارم  ....

تا روزگار بو نبرد ....

  گفتم که ...

   کاری به کار عشق ندارم !

                                                            

        قیصر امین پور

 

 

  

 بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

 

 

وقتیکه بن بست غربت       سایه ساز قفسم بود

    زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

 

از طرف جاوید

دلم گرفته ....

واسه کسی که هنوز نیست

 

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

غمگینه دلم . نمیدونم ولی انگار داره از کار وا میسه

 

 

ان شاالله که حداکثر بهره رو از این ماه و ضیافت بزرگ الهی ببرید و نماز و روزه هاتون مورد قبول حق واقع بشه

همینطور تو این شبا و روزای پر ارزش  التماس دعا داریم از همتون

وقت دعا ما رو فراموش نکنین        

  خدا جون دوستاموووووووووووووووووووووووووو تنها نزاررررررررررررررررررررررررررررررررررر

 

 این جمله باحاله دوست دارم رو دستم نوشتم 
 
 
 
بر بالهای تو نشستم و چون پرنده ای آزاد تا ابرها بالا رفتم..

ای وای که این پرواز

                         تا اوج رفتن بر بال باد بود...

                                                               ای وای......

 

 

 

  

چرا غمگيني؟ عاشق شدم!!!!

آيا عشق شيرين است؟ بله....شيرين تر از زندگي!!!!

چرا تنهايي؟ ويژگي عاشق هاست!!!!

لذت تنهايي چيست؟ فکر به او و خاطرات !!!

چرا مي روي؟ براي اينکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟ پيش او!!!!

قلبت کجاست؟ او برده!!!!

پس حتما بي رحم بوده؟ نه...اصلا!!!!

چرا؟ چون باز هم او را مي پرستم

********************************************
****************
****
**
*

 

دلی دارم که از تنگی در او جزغم نمی گنجد

غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد        محتشم

           

 

 

قربونه همتون برم داداش پیمان

 


  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

رسم زندگی

 

Click Here To Join

Cheek Kiss - A friendly, "I really like you" kiss. Often the preferred kissing method of a first date. With your hands on your partner's shoulders, gently brush your lips across her cheek


 

 

هر بار كه مرا مي ديد ساعتها گريه مي كرد،

آخرين بار كه به سراغم آ مد ديوانه وار مي خنديد!

وقتي حالت استفهام را در نگاه من ديد،با طعنه گفت:

تعجب نكن كه چرا مي خندم، من ديگر آن مرد سابق نيستم!

بس بود هر چه تو قاه قاه خنديدي و من هاي هاي گريستم!

تازه حرفش را تمام كرده بود كه يك باره قطره اشكي سرگردان در گوشه ي چشمش لنگر انداخت... با طعنه گفتم بنا بود گريه نكني!!! پس اين قطره اشك چيست ؟؟؟

اشك را با دست پاك كرد و فيلسوفانه گفت: اين قطره اشك نيست!

نقطه است مي فهمي ؟؟؟

 نقطه!

اين آخرين نقطه ايست كه به آخرين جمله ي آخرين فصل كتاب ايمانم به عشق زنان گذاشتم. من ديگر به هيچ چيز زنان ايمان ندارم... جز به يكپارچگيشان در مکر و دورنگی...

 

 

 
شقايق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم
 
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
 
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
 
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
 
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
 
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
 
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
 
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
 
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب
 
مي گفت
 
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
 
به جان دلبرش افتاده بود- اما-
 
طبيبان گفته بودندش
 
اگر يک شاخه گل آرد
 
ازآن نوعي که من بودم
 
بگيرند ريشه اش را و
 
بسوزانند
 
شود مرهم
 
براي دلبرش آندم
 
شفا يابد
 
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
 
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
 
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
 
به روي من
 
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
 
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
 
به ره افتاد
 
و او مي رفت و من در دست او بودم
 
و او هرلحظه سر را
 
رو به بالاها
 
تشکر از خدا مي کرد
 
پس از چندي
 
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
 
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
 
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟
 
در اين صحرا که آبي نيست
 
به جانم هيچ تابي نيست
 
اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من
 
براي دلبرم هرگز
 
دوايي نيست
 
واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود
 
اما!!
 
نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و
 
من در دست او بودم
 
وحالا من تمام هست او بودم
 
دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟
 
نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟
 
و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت
 
که ناگه
 
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
 
دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه -
 
مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت
 
نشست و سينه را با سنگ خارايي
 
زهم بشکافت
 
زهم بشکافت
 
اما ! آه
 
صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد
 
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد
 
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد
 
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را
 
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد
 
بمان اي گل
 
که تو تاج سرم هستي
 
دواي دلبرم هستي
 
بمان اي گل
 
ومن ماندم
 
نشان عشق و شيدايي
 
و با اين رنگ و زيبايي
 
و نام من شقايق شد
 
گل هميشه عاشق شد
 

پیمان
 

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

سلام نازتوووووووووو

 

 

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/wrjltt.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i34.tinypic.com/wrjltt.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i34.tinypic.com/wrjltt.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

دوستی نه شمعی است که خاموش شود نه حدیثی است که فراموش شود . دوست های خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمی بینشون خیالت راحته که سر جاشون هستند.

 همیشه ستاره بمانین دوستهای خوبه من

 

<br/><a href="http://i32.tinypic.com/ehdow2.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

وقتی متولد می شوی برایت اذان می گو یند و

زمانی که می میری برایت نماز می خوانند.

به راستی زندگی چقدر کوتاه است.

فاصله یک اذان تا نماز.

 

<br/><a href="http://i32.tinypic.com/2nhi4g6.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

                                        خداوندا              

                       خداوندا مرا بی آنکه خود خواهم

                                  اسیر زندگی کردی     

                                تو مسِئولی خداواندا    

                            به این آغاز و پایانم   .....

                  <br/><a href="http://i34.tinypic.com/2622mg2.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                

******************************

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/67jl0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>زندگی آرام است٬ مثل آرامش یک خواب بلند<br/><a href="http://i34.tinypic.com/67jl0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2q38bh3.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>زندگی شیرین است٬ مثل شیرینی یک روز قشنگ<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2q38bh3.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2q38bh3.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>زندگی رویایی است٬ مثل رویای یک کودک ناز<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2q38bh3.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

زندگی تک تک این ساعت هاست٬ زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من٬ زندگی پینه دست پدر است

زندگی مثل زمان در گذر است....

(( زندگی جادست با منظره ای زیبا٬ سعی کن از این جاده و منظره لذت ببری. چون وقتی به انتهای این جاده برسی یک تابلو که روش نوشته دور

زدن ممنوع))

 

<br/><a href="http://i25.tinypic.com/vfgsxi.jpg" target="_blank">View Raw Image</a> 

 

توی یک دیوار سنگی دوتا پنجره اسیرن

<br/><a href="http://i37.tinypic.com/102ov8o.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>دوتا خسته و دوتا تنها <br/><a href="http://i37.tinypic.com/102ov8o.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

یکیشون تو٬ یکیشون من

 

 

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2622mg2.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>      <br/><a href="http://i34.tinypic.com/2622mg2.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

دلم چشمان تو را می خواهد

 

 78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif

 مي دوني اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟

 چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني

 اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

  نازتووو   

                            

 

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری

هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر

لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب

داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من

 هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا

کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من

دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...

چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی

افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما

باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!..

دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد

ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني

من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون

ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم

اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه

.(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر

داده بود...

آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری

شد...و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکردم...

 

 

 

           

                       

چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو جاگذاشت، زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی، حس کنی هنوزم دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بِدی که یه بار زیر آوار غرور لِه شده.

چقدر سخته تو خیالت، ساعتها باهاش حرف بزنی، اما وقتی دیدیش، جز سلام هیچی نتونی بِگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بِهشه، دونه های اشک، گونه هات رو خیس کنه، اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسِش داری.

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار  بار تو خودت بشکنی، اونوقت آروم بهش بگی :                                   گل من، باغچه نو مبارک   

 

 

 

  توسط *·.¸ پیمان ¸.·*  |

 

خدا جون نزار دل دوستام هرگز بشکنه

 

انتظار برای همیشه

 

منتظر می مانم

         بر سر کوچه یاد

                       پای دیوار سکوت

                                لب جو، جوی زمان

                                      زیر خشکیده سپیدار امید

                                                   در گذرگاه نسیم

               حامل عطر اقاقی و پر پروانه

                       منتظر می مانم...

زیر رگبار بهار

         در مسیر طوفان

                      زیر برف و بوران

                               منتظر می مانم...

و تن می پوسد         ذره ذره ذره

به زمین می ریزد      مثل برگ پاییز

قلب من آه نخواهد پوسید

که در آن شعله عشق فروزانی هست

عشق جاویدانم             منتظر می مانم

که تو را باز ببینم شاید

            و رهایم نکني تا به ابد

لیک می دانم

             که گذشتن از دیوار

       و من و تو...... دیدار

                      چه تمنای محال

اشک حسرت می ریزم

با این حال

      بر سر کوچه یاد

                    پای دیوار سکوت

                              لب جو، جوی زمان

                                         زیر خشکیده سپیدار امید

                                                    در گذرگاه نسیم